گاهنامه همینجوری

http://freehostpicture.com/images/86105949647658277813.jpg

نویسنده:سلمان مرادیان

گاهنامه همینجوری

سال اول-هفته اول آبان 89 -شماره یک

انتخاب کردن اینکه چه بنویسیم خیلی سخته اما کافیه شروع کنی به نوشتنزوددستت روان میشه و خیلی چیزهایی که هرگز به ذهن هیچکس نمیاد را تو می نویسیاینو همینجوری نوشتم محض اطلاع

راستش از آخرین - همین جوری - که در نشریات داخلی یک دانشگاه نوشته بودم کم برام دردسردرست نکردن ولی بازم یه همین جوری دیگه اینبار برای وب روستای خانقاه نوشتم. امید که استفاده لازم را ببرید .البته این همینجوری را همینجوری نوشتم اگر استفاده نکردیدم نکردید.

از تهران و کلان شهرها که بگذریم و به دامنه سرسبز طبیعت برسیم بازم از دست انسانها و کارهاشون نمی تونیم راحت بشیم .

میخواستم از پاکی و صداقت مردم و کم شدن ترافیک و پاکی هوا - اقتصادپویا - مردمان توانا و آگاه - براتون بنویسم ولی دیدم این موضوع هم دموده شده و هم واقعیت درونی ندارد. از اینرو توصیه می شود که همین جوری تا آخر این مطلب رو اگه دوست داشتیدو بخونید .

یه زمانی شهرستان پاوه از لحاظ ترافیک مرتب و منظم بود و مشکل خاصی نداشت اما یه توصیه به آقایان تولید کننده و ... تا حالا فکر نکردید که بالا رفتن تعداد خودروهای در حال تردد در پاوهیک سری مسئول مسئولیت پذیر رو دچار دردسر کردهاگر می پرسید چطور - همین جوری به شما پاسخشو میده :

اینکه آقایان شهرداری و راهور ناجا و گویا خیلی دستگاههای دیگه با هم چاره اندیشی کردن و بعد از ساعتها شور و تبادل لینک - ببخشید تبادل نظر - به این نتیجه رسیدند که تنها خیابان اصلی شهر را یکطرفه کنند و کارهای انتظام بخشی را هم آقایان سربازان وظیفه راهنمایی و رانندگی انجام بدند .

یه افسر - فلکه شهدا و سیل خروشان اتومبیلها رو به میدان مولوی - حالا نگو پس کی بگو :

آقا یکطرفه ست نمی شه برید - مگه تابلوی ورود ممنوع رو نمی بینید - چی میگی پس چرا تاکسی ها دارن میرن - خب اون تاکسیه - نه دیگه داداش اون ماشینه اینم ماشینه . آقا پلیسه که می بینه نمی شه - میخواد از برگ جریمه ش استفاده کنه اما مثله اینکه یادش رفته با خودش خودکار بیاره - چون داشت از عابرین پیاده خودکار می گرفت .بله وقتی که تنها خیابان شهر یکطرفه میشه - عجیب نیست که ماشینها توی پیاده رو می رن و عابرا تو خیابون .

پاسخ همین جوری به این عنوان اینه که :

واقعا نمی دونم تقصیر مردمه که تابلوهای ورود ممنوع - چپگردو راستگرد ممنوع رو نمی خوان ببینن یا آقایان مسئولی کهبا وجود این سهمیه بندی - طرحهای آنچنانی می دن و مسیر مردم را دوبرابر دورتر می کنن - ما نفهمیدیم اگه شما فهمیدید یه خبری هم به ما بدید .

یه موضوع دیگه همین جوری به ذهنم رسید و بدم نیومد که برای شما هم تعریفش کنم :

از ترافیک و طرحهای آقایان مسئول و مردمان من تابلو را ندیدم و ببخشید که بگذریم تازه می رسیم به نانوایی سنگک- یه شهر با این همه جمعیت اونم فقط یه نونوایی در مرکز شهر :

ساعت 8 صبح از دم نانوایی سنگک تا وسط شهر یا همان میدان مولوی خودماندسته دسته مردم را با فاصله می بینیم که وایسادن و هرکدوم یه چیزی میگن- از بحثهای سفر رئیس جمهور به لبنان و آخرین سمیه بندی بنزین گرفته تا کرایه ماشینهای 150 تومنی که 200 تومن شده و یارانه که این روزها بحثش داغ داغه.آخرین نفری که از ساعت 8 صبح فقطیک نون سنگکمیخواد ساعت 10:30 وقتی نوبتش میشه که خمیر تموم شده .

حالا که بحث نونوایی شد یه سری هم به نانوایی لواش بزنیم که آقای تعزیرات چی اومده و می بینه که یک نانوا و یه روستا و یه شاطر که هم خمیر زن و هم خمیر صاف کنو پزنده و تحویل دهنده نان به مشتری- تازه این یه طرف قضیه ست . نبودین و ندیدین که آقای تعزیرات چی هر دو تا خمیرو یکی میکردو داخل صاف کن مینداخت- حالا دیگه شوری و بی نمکی و سوختگی و خمیری نان که تا چند روز آینده قراره بشه 100 تومان - اصلا به ما چه ربطی داره- یکی نیست بگه مگه فضولی .

راستی از اختلاس های آنچنانی که این روزها از اخبار پخش میشه چیزی شنیدین . من که هر از گاهی یه چیزایی میشنومولی میگن یه گوش در - یه گوش دروازه

حالا زیاد فکرشو نکنید همین جوری یه چیزی گفتم .

فکر می کنم همه تون در کوچه پس کوچه های سنگفرش خانقاه چند قدمی بالا پایین رفته باشین . راستش نمی خوام اسم ببرم ولی خدا وکیلییه سری آقایان دست اندر کار دلم میخواد به این سوال بنده جواب بدن

مگر قسمت پاوه رود جزء این روستای خانقاه نیست - خب اگر هست چرا انقد صغری - کبری می کنید و ...

نمی دونم آیا آقایان جزء گروه های هستندبا افکار هیتلر و نژاد پرستی و اینجوری ایامشونو سر می کننیا شایدم مثل آقای باراک اوباما طرفدار اختلاف طبقاتی هستند .

آقایان به خودتان بیاید اصل و پیشینه روستای خانقاه از پاوه رود شروع شده - اون بالا بالا ها که ما شنیدیم قراره کوچه هاشو آسفالت کنید یه محله تازه سازه . همین .

البته ما مثل شما فکر نمی کنیم - ما فکر می کنیم همه چیز باید اصولی انجام بشه . اونجا هم همولایتی های ما دارن زندگی می کنن برای اونا کار کردن درست مثله اینه که برای ما کار کرده باشین ولی بخد ما هم دل داریم برای ما هم مهمون میاد - همه جا رو سنگفرش کردید به جز کوچه ما رو مهمونامون پاهاشون گلی میشه خونه مادرامونو کثیف می کنن - بعد خدای نکرده آسمون رو نگاه می کنن - اون کوچه سنگفرشها رو بیاد میارن - پیش خدامون ازتون شکایت می کنن - شوخی کردم اینم همینجوری گفتم .

و بشنوید و بخونید از ملی شدن پروژه سه راهی روستای خانقاه :

گویا این سه راهی روستای خانقاه در ورودی میدان مولوی معضلی شده که آقایان مسئول باید یه چاره اندیشی اساسی براش بکنند و اینطور که بوش میاد این مسئله رو باید در کمیسیون عمران و شهرسازی مجلس به عنوان یک طرح ملی مطرح کنن - عرض میکنم برای چی :

از اونجایی که در سه راهیروستای خانقاه یک زمین بلا استفاده واقع گردیده و اگر آقا یا خانم مالک زمین تصمیم به فروش آن اتخاذ بفرمایند معضل ترافیک سه راهی خانقاه و حتی میدان مولوی به یقین برطرف میشه . اما گویا جناب فروشنده - ببخشید - مالک زمین - ایشان که قصد فروش ندارند - چنانچه قرار باشه یه روزی  بفروشن برای خریدش باید از صندوق تامین ارز و حتی بانکهای خارجی استقراض کنیم و به ایشان پرداخت بشه .بین خودمون بمونه - ایشون متری یک میلیون هم نفروختن . ولی چرا حالا همه ش به لحاظ مادی بهموضوع خیره شده خدا می دونه...


در ضمن در گاهنامه شماره 2 منتظر حاشیه های جنجال آفرین این موضوع و بیکاری آقایان ... و دستهای پشت پرده باشید .

/ 0 نظر / 12 بازدید